بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
205
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
[ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 27 تا 28 ] لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَرِيباً ( 27 ) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً ( 28 ) لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا هر آينه بتحقيق راست گردانيد خداى تعالى فرستادهء خود را در آنچه در خواب ديده بود يعنى خواب او را محقق ساخت و واقع گردانيد بِالْحَقِّ حالكونى كه آن خواب متلبس بود بغرض صحيح و حكمتى بليغ زيرا كه در آن خواب ابتلا و امتحانى بود مر مؤمن و متزلزل منافق را و اين دو كس از يكديگر متميز شدند لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ به خدا سوگند كه البته داخل شويد در مسجد الحرام إِنْ شاءَ اللَّهُ اگر خواسته باشد خداى تعالى تعليق وعدهء دخول بمشيت يا به جهت تعليم عباد است تا در وعدههاى خود متأدب به عذاب الهى و متسنن بسنن ربانى باشند و يا به جهت آنچه بعضى گفتهاند كه چون علم خداى تعالى تعلق گرفته بود بموت بعضى پس دخول مؤمنين را مقترن بكلمهء مشيت گردانيد تا خلف وعده لازم نيايد و بهر تقدير بنا بر صدق رؤيا بمشيت الهى در مكه درآيند آمِنِينَ حالكونى كه ايمن باشيد از شر دشمنان قبل از دخول مكه و در حين دخول مكه مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ حالكونى كه تراشندگان باشيد سرهاى خود را وَ مُقَصِّرِينَ و چينندگان باشيد موى خود يا ناخن خود را و متبادر از مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ جمع است ميان حلق و تقصير ليكن چون جمع كردن هر شخصى ميان حلق و تقصير خلاف اجماعست پس اين آيه محمولست به اين معنى كه بعضى سرتراشند و بعضى ناخن يا موى چينند مطابق آنچه حضرت در رؤياى صادقه ديده بود لا تَخافُونَ در حالتى كه نترسيد شما